ملاحظاتي درباب فهارس جديد كتابخانه ملي ايران (قسمت اول: جلد 31) – مصطفی درایتی

ابتدا بايد به مسولان كتابخانه ملي تبريك بگويم كه پس از وقفه طولاني در انتشار فهارس نسخ خطي كتابخانه- كه در پي تصميمي عجولانه و غير كارشناسي گرفته شده بود- با تحركي خوب، انتشار فهارس نشر نيافته را آغاز كردند و اميد مي رود با اهتمام بيشتر نسبت به آثار فهرست نشده نيز، عقب ماندگي غير قابل توجيه كتابخانه را جبران كنند. خريد نسخه كاري پسنديده و لازم است ولي انبار كردن آن، شايد نام ديگري به خود بگيرد. بايد دانست كه تا وقتي اطلاعات لازم از يك نسخه تهيه و منتشر نشود، عملا هيچ چيزي به كتابخانه افزوده نشده است حتي اگر چندين ميليارد از جيب ملت براي آن هزينه شود.

آنچه در اين نوشتار به آن مي پردازم ملاحظاتي است كه پس از توغل مختصر در برخي از فهارس جديد الانتشار آن كتابخانه، به ذهنم رسيده و بيشتر نيز بر مجاهيل آن اهتمام داشته ام تا بررسي كامل؛ تا ضمن ارج گذاري به كار عزيزان فهرستنگار، كمكي به صحت بيشتر كار آنها باشد.

در كتابخانه ملي ايران، نهضتي در حال شكل گيري است كه در اين حوزه مسبوق به سابقه نيست و آن اينكه در طول تاريخ فهرستنگاري نسخ خطي ايران، كه بيش از نود سال از عمر آن مي گذرد، سابقه و سهم فهرستنگاران زن بسيار محدود بوده و كتابخانه ملي ايران در حال زمينه سازي براي استفاده از توانايي بانوان در اين حوزه است و امروز عمده فهارس نشر يافته اين كتابخانه، حاصل تلاش زنان فرهيخته و زحمتكشي است كه بدون ادعا و با وجود مضايق، به نقش آفريني در اين حوزه پرداخته اند و الحق و الانصاف بايد پذيرفت كه كارهايي كه تا به حال عرضه كرده اند قابل قبول است و نواقص آن ها، بيشتر از كار آقايان پر ادعا نيست. پس بايد تلاش آنها را ارج نهاد و اين حضور مؤثر را گرامي داشت و البته به ابتكار مسؤلان كتابخانه ملي نيز، تبريك گفت.

آنچه در پي مي آيد نه از سر خرده گيري و كاستي بيني و يا خداي ناكرده كم ارزش كردن كار اين عزيزان است بلكه به جهت ارج گذاري است چون كار شايسته، ارزش ديدن و وقت گذاشتن دارد نه كار بي ارزش.

فرصتي شد تا 5 فهرست از فهارس جديد الانتشار كتابخانه را كمي با دقت تورق كنم و آنچه عرض مي شود حاصل آن است. به ياد داشته باشيم كه من به نسخه مراجعه نكرده ام و فقط با قراين خارجيه و داخليه، اين نكات را عرض مي‌كنم:

 

ملاحظات جلد 31 كتابخانه ملي ايران، فهرستنگار سركار خانم مريم شكوه آذين

1-ص 11 شماره 8510/2 با عنوان «شرح الكافي» آمده؛ نام اصلي آن «الصافي في شرح الكافي» است كه بهتر بود اين نام انتخاب مي شد و شرح الكافي به نام‌هاي ديگر مي رفت، نه بالعكس.

2- ص 38 شماره 8534/4 يا عنوان «رسالة في التقليد و الاجتهاد» آمده در حالي كه نام اصلي آن «احكام التقليد» است و رساله «الاجتهاد و التقليد» او رساله اي جز اين رساله است و اين رساله بيشتر فقهي است نه اصولي و لذا موضوع آن هم اصول فقه نيست.

3- ص 39 شماره 8635 «شرح حديث الحقيقه» كه مؤلف را علي بن عبدالله زنوزي متوفاي 1307 ق ذكر كرده است؛ نام كامل اين رساله «انوار جليه در كشف اسرار حقايق صمديه» است و مؤلف آن عبدالله بن بيرمقلي بابا خان متوفي 1257 ق است معروف به مدرس زنوزي، كه كنار نام كتاب، نامش آمده ولي در سرشناسه نام پسر به جاي نام پدر ثبت شده است.

4-  42 شماره 8537/2؛ نام اصلي اين كتاب كه ترجمه «الاصلاح العمل» است، «اكمال الاصلاح» است كه حتي در نام‌هاي ديگر كتاب هم نيامده است.

5- ص 43 شماره 8539 نام مؤلف «تفسير القرآن» جلپي خليفه، محمد بن محمد با تاريخ وفات 886 ق آمده است؛ برايم معلوم نشد كه اين نام از كجا ثبت شده است در منابع ديگر نام او چلبي خليفه، محمد بن محمود با تاريخ وفات 912 ق نه محمد بن محمد ؟

6- ص 69 شماره 8559 با عنوان «شرح جمع الجوامع» و ناشناس؛ اين كتاب از محلي، محمد بن احمد متوفاي 864 ق است.

7- ص 122 شماره 8608 با عنوان «احوال علي بن ابي طالب» و ناشناس آمده؛ به احتمال زياد نام اين رساله، «خاتمه الصوارم الالهيه» است و مؤلفش نقوي نصيرآبادي، دلدار علي بن محمد معين كه چند نسخه از آن معرفي شده است.

8- ص 163 شماره 8649/2 نام مؤلف ناقص ثبت شده و نام كاملش بهاري، غلام يحيي بن نجم الدين متوفاي 1128ق است.

9- ص 167 شماره 8652 نام كتاب «شرح تهذيب الاحكام» آمده؛ نام اصلي و كامل آن، «غاية المرام في شرح تهذيب الاحكام» است.

10- ص 172 شماره 8656 با عنوان «السؤال و الجواب» و ناشناس آمده؛ نام اين رساله، «اجوبة المسائل» و مؤلف آن، كاظم بن قاسم رشتي است.

11- ص 182 شماره 8663/2؛ نام اصلي اين رساله، «الخاقانيه» يا « اجوبة مسائل فتح …» است كه حتي در نام‌هاي ديگر آن هم اشاره نشده است.

12- ص 188 شماره 8663/10 با عنوان «الاسماء الحسني» آمده؛ در صورتي كه نام آن، «شرح حديث الاسماء» و يا «شرح حديث خلق الاسماء» است. نام گزيده شده، صحيح نيست.

13- ص 203 شماره 8668/5 «شرح ام البراهين» كه ناشناس آمده؛ به احتمال زياد شرح نيز از خود سنوسي است و بسياري به خود او نسبت داده اند.

14-  204 شماره 8669 با عنوان «جامع الشتات» آمده؛ نام اين رساله «سؤال و جواب» است كه بعدها با جمع آوري آنها توسط شاگردانش نام «جامع الشتات» بدان داده شده و همزمان چاپ شده است. لذا اين رساله نيز نامش «سوال و جواب» بايد ثبت شود.

15- 208 شماره 8673/2؛ نام صحيح و كامل اين رساله « الحواشي المفهمة في شرح المقدمة» است كه نام، ناقص آمده است.

16- ص 213 شماره 8674/5 مؤلف «النكت الاعتقادية» شيخ مفيد دانسته شده؛ اين نسبت غلط است گرچه برخي چنين پنداشته اند. مؤلف آن محتملا فخرالمحققين، محمد بن حسن است. و نسبت آن به شيخ مفيد بي وجه است.

17- ص 214 شماره 8674/6 با عنوان «تجريد الكلام» از نصيرالدين طوسي دانسته؛ كتابشناسي ابتداءا مي رساند كه كتاب، تجريد طوسي نيست؛ بعد از بررسي معلوم شد كه نام كتاب، «الخلاصه في علم الكلام» است و مؤلف آن را قطب الدين سبزواري قرن 6 دانسته اند كه با تحقيق رضا مختاري و يعقوبعلي برجي در مجموعه ميراث اسلامي جلد 1 ص 341 چاپ شده و دو نسخه در آستان قدس رضوي دارد.

18- ص 286 شماره 8730/1 با عنوان «اشعاري در علم كيميا» و ناشناس آمده؛ اين رساله همان «شذور الذهب» انصاري مغربي، علي بن موسي است كه به دليل افتادگي از آغاز، فهرستنگار تشخيص نداده است.

19- ص 292 شماره 8734 كتاب «منية الراغب» از كاشف الغطاء موسي بن جعفر دانسته شده كه اول نسخه افتادگي دارد. ولي آنچه از انجام نسخه در فهرست نقل شده، مي رساند كه اين كتاب «منية الراغب» نيست، بلكه «بغية الطالب» است از كاشف الغطاء ،جعفر بن خضر. و محتملا بخش دوم آن و در فروع مي باشد.

20- ص 324 شماره 8756/5 طريحي نجفي كه بدون تاريخ آمده؛ تاريخ وفاتش 1096 ق است.

21- ص 330 شماره 8759/3 النكت الاعتقاديه از شيخ مفيد دانسته؛ كه خطاست و محتملا از فخرالمحققين است.

22- ص 331 و 334 صحيفة الرضا و يا مسند الرضا كه در شماره 8759/5 مولف آن را داود بن سليمان غازي دانسته و در شماره 8759/9 مؤلف را طبرسي، فضل بن حسن؛ اين كتاب به امام رضا عليه السلام نسبت داده شده كه به طرق گوناگون نقل شده؛ داود بن سليمان و طبرسي دو تا از طرق آن است كه نبايد كتاب را به آنها نسبت داد.

23- ص 335 شماره 8760 نام كتاب، «زهر الرياض» و سرشناسه نام مولف طباطبائي، علي بن محمد علي 1231-1161ق آمده؛ طبيعي است كه بايد مراد همان طباطبائي كربلائي، صاحب رياض باشد و اين كتاب ترجمه منتخبي از رياض المسائل اوست كه توسط ابوعلي محمد بن اسماعيل مازندراني انتخاب و ترجمه شده است. و آنچه به عنوان «مير سيد عليا» از صاحب رياض ياد كرده غلط است و او به مير يا امير سيد علي گفته شده نه مير سيد عليا. اصولا نسبت چنين كتابي با چنين نامي به صاحب رياض غلط است؛ زيرا مترجم خود نام ديگري براي آن انتخاب كرده است.

24- ص 341 شماره 8763/2 با عنوان «شرح البداية في علم الدراية»؛ نام معروف اين كتاب «الرعاية في شرح البداية في علم الدراية» است كه به نام‌هاي «الرعاية في شرح البداية» و «الرعاية لحال البداية في علم الدراية» و يا «شرح البداية في علم البداية» و يا «شرح بداية الدراية» خوانده شده است. فهرستنگار محترمه، نام «شرح البداية في علم الدراية» را انتخاب كرده و در نام‌هاي ديگر آن، به «شرح بداية الدراية» و «البداية في علم الدراية» و «بداية الدراية» و «البداية في الدراية» و «غنية القاصدين في معرفة اصطلاحات المحدثين» كه تعدادي از آنها ابدا نام ديگر اين كتاب نيست و نام «غنية القاصدين…» را اصلا نفهميدم از كجا ثبت شده است؟ به هر صورت در نام‌هاي ديگر، چندين خطا رخ داده است.

25- ص 348 شماره 8767/1 با عنوان «ضابطة الجمل نكرات» و ناشناس آمده است؛ با توجه به آنچه در آغاز ثبت شده، اين كتاب «تحفة الغريب…» ابن دماميني، محمد بن ابي بكر است و جلد دوم اين كتاب است كه از حرف لام آغاز شده است.

26- ص 352 شماره 8771/1 با عنوان «المؤنث السماعي» و ناشناس آمده؛ به نظر مي رسد اين رساله، بخش كوتاهي از كتاب «المكمل في شرح المفصل» زيداني، حسين بن محمود است كه مشابه آن، در كتابخانه مجلس به شماره 8915/1 نيز مي بينيم كه در جلد 1/29 ص 319 معرفي شده است.

27- ص379 شماره 8787/1 جامع الاخبار و بدون مؤلف؛ اين كتاب همان است كه به شعيري سبزواري نسبت داده شده و دوتحرير از آن است آنچه چاپ شده داراي صد و چهل و يك فصل تقسيم شده و ديگري كه چاپ نشده داراي چهارده باب و در هر باب چندين فصل دارد و بهتر بود اين كتاب معلوم مي شد كه چاپ شده است يا چاپ نشده.

28- ص 385 شماره 8789 با عنوان «تعليقه علي الرسالة في الفقه» با نام مؤلف علي بن محمد بن حسن كه اورا پسر مؤلف متن، در توصيف كتاب دانسته است؛ نام اين كتاب «الزهرات الزوية في شرح الروضة البهية» است و مؤلف آن، نوه شهيد ثاني علي بن محمد بن حسن عاملي 1013-1104 ق است. لذا كتاب شرح روضة البهية است و مؤلف آن نوه مولف متن است نه پسر او. البته او در اين شرح به كار پدرش محمد بن حسن عاملي كه شرحي بر اين كتاب دارد، نظر داشته و همچنين به ايرادات سلطان العلماء بر كتاب شهيد ثاني كه اكثر آنها را ناروا دانسته است.

29- ص 532 شماره 14768/4 كلمات عشره كه از خواجه نصير پنداشته شده است؛ اين رساله را اكثرا از اثيرالدين ابهري دانسته اند آن هم به استناد قديمترين نسخه موجود از آن، كه به نام اثيرالدين ابهري تصريح كرده است. مرحوم حائري به احتمال از سيد علي همداني مي داند و برخي به خواجه نصير نسبت داده اند. تصور مي شود دليل انتساب به خواجه به جهت آن بوده كه نام ديگري براي اين رساله ذكر شده با عنوان «آغاز و انجام»، و خواجه رساله اي به همين نام دارد كه غير اين رساله است و ممكن است برخي را دچار خطا كرده باشد. و البته برخي هم ناشناس آورده اند همچون صاحب الذريعه و برخي نيز آن را به شهاب الدين سهروردي منسوب كرده اند كه ممكن است به دليل اين باشد كه نام ديگر اين رساله مبدأ و معاد است و او رساله اي به چنين نام دارد. اسامي برخي از افراد كه رساله به آنها منسوب شده، داراي رساله همنامند كه با اين رساله متفاوت است. استناد به خواجه نصير فقط به دليل عبارتي است كه در اول يكي از نسخه ها با عنوان «قيل من تصانيف استاد البشر» آمده كه آن را لقب خواجه نصير دانسته اند. مجموعه مطالب مي رساند كه نسبت آن به اثيرالدين ابهري قوي تر از ديگر احتمالات است و تا يافتن قراين روشن تر بايد از او دانست.

30- ص 56 شماره 14791 ترجمه مكارم الاخلاق كه بدون نام مؤلف آمده؛ اين ترجمه به احتمال زياد از اشرفي جرجاني، عبدالحي بن عبدالوهاب است كه البته آغاز و انجام با دقت ثبت نشده كه موارد تفارق روشنتر شود ولي همين مقدار كه آمده مي رساند كه قسمت‌هايي از خطبه اول كتاب حذف شده و ممكن است همين، فهرستنگار را دچار ترديد كرده باشد.

مصطفی درایتی

مصطفی درایتی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *